آرشيو
نماينده مردم حوزه انتخابيه گلپايگان و خوانسار مشخص شد گلپايگانيها با حضور در شعب اخذ راي، وفاداري خود را به نظام اعلام كردند نخستين موزه شهرستان گلپايگان گشايش يافت نماينده گلپايگان از وزارتخانههاي راه وترابري، نفت و نيرو قدرداني كرد نسخه شبيه خواني "ميرانجم گلپايگاني" يكياز معتبرترين نسخ تعزيه كشور است
پرستوها به لانه باز ميگردند استاد علياکبر جعفري
اينجانب در كنار فرهيختگان آزاده و معلمين عاليقدري كه در مسير هدايت و آگاهي دانش آموزان محروم و تشنهي تعليم و تربيت چون شمع ميسوختند و نورافشاني مي كردند، كار خود را در دبيرستانها آغاز كردم.همواره معتقد بوده ام كه براي آموزش يك نسل يك مجموعه ي مومن، مخلص، عاشق و هماهنگ بايد دست به كار شوند. هرگز يك نفر به تنهايي نمي تواند كشتي طوفان زده ي ناداني را به ساحل نجات دانش و آگاهي برساند.
دکتر عبدالله معظمي
دکتر عبدالله معظمی که بعدها نیز در جبهه ملی نه بصورت عضو ولی همراه ، نقشهای موثری داشت در این جلسه مجلس با چنین مانوری مانع از اقدامی شد که اگر رای اکثریت واگذار می گردید ، مسلما سرنوشت قرارداد الحاقی غیر از این می شد...
سمنو پزون - توحيد نيکنامي
سمنو اولين سين از هفت سين نوروز باستان است. پختن سمنو سنتي ديرينه در فرهنگ ايرانيان دارد كه اين سنت در گلپايگان ريشه مذهبي نيز دارد. در باورهاي مردم گلپايگان سمنو نذر حضرت فاطمه زهرا (س) است، اعتقادي كه در فرهنگ گلپايگان ريشه دوانيده و سالهاست كه ادامه دارد...
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید - استاد جعفري
چگونه در عداوت باما شتاب نکندکسی که به ما به چشم بغض وکینه وخشم و دشمنی می نگرد وبی هیچ حیا و پروایی می گوید:« ای کاش پدرانم بودند واز شادمانی فریاد می زدند: ای یزید! دست مریزاد!» و بی شرمانه بر لب و دندان ابا عبدالله، سیدجوانان اهل بهشت، چوب می زند!ای یزید! چرا چنان نگویی وچنین نکنی؟!تویی که جراحت را به انتها رساندی و ریشه مان را بریدی و خون فرزندان محمد(ص) وستارگان زمین از خاندان عبدالمطلب را به خاک ریختی ویاد پدرانت کردی و به گمانت آنان را فرا خواندی.
سرگرميهاي رياضي شماره ۱۰ - استاد علياکبر جعفري
احمد و محمود وعلی در روی سه پله ( مطابق شکل ) پشت سرهم نشستهاند. محمود و علی حق ندارند سر خود را برگردانند. محمود می تواند علی را ببيند واحمد میتواندمحمود وعلی راببيند. ازدرون يک کيسه که حاوی دو کلاه سفيد و سه کلاه سياه است، (و هر سه نفر از اين موضوع خبر دارند) به طور تصادفی سه کلاه را برداشته وهر يک را برسر يکی از آنان می گذاريم. به گونهای که هيچکدام رنگ کلاه خود رانبينند. احمدگفت : من رنگ کلاه خود رانمی دانم. محمود هم که سخن احمد را شنيد گفت: من هم رنگ کلاه خود را نمی توانم بگويم. علی با توجه به اظهار نظر آن دونفر توانست رنگ کلاه خود راتشخيص دهد. آيا شما میتوانيد بگوئيد استدلال علی برای تعيين رنگ کلاهش چه بوده است؟
در فقدان زندهياد استاد منوچهر خالصي - استاد محمدعلي سعيدي
اي دوست تا امانت جان وا گذاشتي بار گران غم به دل ما گذاشتي خاموش شد چو شمع وجودت به دست مرگ آتش به جان جمع سراپا گذاشتي ادامه...
آخاله؛ ۴ سال با شما - توحيد نيکنامي
بهمنماه هر سال برايم يادآور آهنگهاي انقلابي، تزئينات مدرسه به مناسبت دهه فجر، صداي زنگ انقلاب روز 12 بهمن، تعطيلي و راهپيمايي 22 بهمن و ويژهبرنامههاي صدا و سيماست، اما الان چهار ساله كه ماه بهمن علاوه بر همه اين خاطرات خوب، خاطره يك جشن تولد را هم واسمون زنده ميكنه. جشن تولد يك كوچولوي دوست داشتني كه الان ديگه داره يواش يواش شيرين زبوني ميكنه و اطرافيان و مخاطبينش را به وجد ميآره. يك سايت كوچيك محلي كه اگر لطف دوستدارانش نبود هيچ وقت نميتونست رو پاي خودش بايسته.
رنگين کمان آرزوها - استاد علياکبر جعفري
وقتی وارد فضای خاک آلود و تاريک انبارشديم، پس از جستجوی زياد، به جعبهي بزرگی برخورديم که درآن بيش از ۵۰ عدد پروژکتور کوچک، همراه با قريب ۵۰۰ فيلم آموزشی، داستانی و... در زير لايهای از گرد و خاک به فراموشی سپرده شده بود. باموافقت مسئولين آموزش وپرورش آن زمان تمام آنها را با رعايت موضوع بين دبستانها، مدارس راهنمائی و دبيرستان توزيع کرده و بامراجعه به تمام واحدهای آموزشی، معلمين گرانقدر و مشتاق را عملاً آموزش داديم.
حال و هواي نوروز ۸۷ گلپايگان - وحيد نادري دکتر عبدالله معظمي - هوشنگ مهدوي سمنو پزون - توحيد نيکنامي سرگرميهاي رياضي شماره ۱۰ - استاد جعفري سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید - استاد جعفري پاسخ سرگرميهاي رياضي شماره ۹ در فقدان استاد منوچهر خالصي - استاد سعيدي رنگين کمان آرزوها - استاد علياکبر جعفري
سرماي زمستان - حجتالاسلام محمدي گلپايگاني
خداوندا جهان يخ بسته امشب زمين و آسمان يخ بسته امشب شب يلدا كجا و اين شب سرد كه از سرما زمان يخ بسته امشب مرا حال دعايي گر دهد دست مفاتيحالجنان يخ بسته امشب ادامه...
آفتو خنديدصبح زود كه آفتاب از لاي ابرها بتابد چنين مي گويند
يادداشتهاي يك آخاله
حال که به اولین ها پرداخته ام اولین معلمم آقای صلواتی بود . پیرمردی سیه چرده با قلبی مهربان و رئوف ، مکتب خانه داشت ، در ابتدای چال چا خونه روبروی کوچه شهربانی ، حیاطی خاکی و نا هموار با دالانی بزرگ و سیاه و درب چوبی بزرگ ، زیر انداز را مادر برایم فراهم کرده بود . اولین کتاب ( پنج جلد حمد ) بود و سفره ای از نان و پنیر و میوه ای فصلی مثل خیار برای صرف نیمروزی در مکتب خانه ، زمان ورود به مکتب خانه تابستان ۱۳۴۰ تنها به جهت آمادگی برای شروع سال تحصیلی در پاییز همان سال .... ادامه
كليه حقوق براي پديد آورندگان .:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي | .Copyright © 2003-2006 Akhale.com. All Rights Reserved | | Powered By Tohid Niknami | E-Mail : Info@Akhale.com |